سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

شاعر : عباس احمدی
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : غزل

سرنـوشت آن گـل پرپر نمی‌دانم چه شد            شرح این خون‌گریه را آخر نمی‌دانم چه شد

احترامش را پدر خیلی سفارش کرده بود            آن سفـارش‌های پیغـمبر نمی‌دانم چه شد


روزگاری مرغ عشقی این حوالی خانه داشت            آشیانش سوخت، بال و پر نمی‌دانم چه شد

چند نـامـرد آمـدند و هـیـزمـی آمـاده شد            «در» که کلاً سوخت، میخ در نمی‌دانم چه شد

بعد از آن سیلی که چون طوفان به رخسارش وزید            حالت گـلـبرگ نیـلـوفـر نمی‌دانم چه شد

شد فدک سیراب از سرچشمۀ پهلوی او            لالـه‌های رسته بر بستر نمی‌دانم چه شد

دست‌های رهبرش زخمی شد از ردّ طناب            ریسمان بر گردن حیدر نمی‌دانم چه شد

هیچ کس قبر شریفش را نمی‌داند کجاست            آخرِ این قـصه را دیگر نمی‌دانم چه شد

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید؛ فراموش نکنیم که دفاع حضرت زهرا سلام الله علیها از امام زمانش بود نه از شوهرش و اگر بر فرض محال هر کسی به غیر از امیرالمؤمنین هم جانشین برحق پیامبر بود حضرت زهرا سلام الله علیها از او دفاع میکرد.



دست‌های شوهرش زخمی شد از ردّ طناب            ریسمان بر گردن حیدر نمی‌دانم چه شد